حجتالاسلام سالاری:
سفیران زندگی با آیه ها در خراسان جنوبی به ۱۳ هزار و ۸۲۲ رسید
شبکهسازی، محلهمحوری، و اعتماد اجتماعی سه نقطه برتری مسجد بر کلیسا
قابلیت شبکهسازی و محلهمحور بودن و اعتماد اجتماعی ارکان سهگانهای هستند که میتوانند تضمینکننده موفقیت مساجد باشند.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، مراکز دینی و مذهبی به عنوان اولین پناهگاههای اجتماعی به ویژه در دل بحرانها و بلایای طبیعی، جنگها و همه گیریها عمل کردهاند. اما تجربههایی که در جهان به ثبت رسیده، نشان میدهد که مساجد به دلایلی چون پراکندگی جغرافیایی، محلهمحوری و ارتباط تنگاتنگ با مردم، در مقایسه با کلیساها به صورت گستردهتر و مؤثرتری میتوانند در سریعترین زمان ممکن در امدادرسانی، اسکان حادثه دیدهها و شبکهسازی اجتماعی نقش آفرینی کنند. این نقش در ایران، در وقوع زمین لرزه، سیل و حتی دوران همهگیری کرونا به طور چشمگیری برجسته بود و حتی باعث تداوم این اقدامات شد.
دلیل برتری مساجد نسبت به کلیسا در امدادرسانی
در زمان بروز بحران، معمولاً نزدیکترین نهادها، بهترینها برای کمک رسانی هستند بنابراین، پیش از این که مراکز امدادی بتوانند وارد فاز امدادرسانی شوند و به داد حادثه دیدهها برسند، نهادهای اجتماعی و مذهبی هستند که نخستین واکنشها را نشان میدهند و به طور خودجوش و اغلب با کمکهای مردمی به امدادرسانی مشغول میشوند. در این بین، مساجد و کلیساها در نقاط مختلف جهان، از جمله آمریکا، اروپا تا خاورمیانه، معمولا در بحرانها، برای اسکان اضطراری آسیب دیدهها، توزیع غذا بین حادثه دیدگان و مدیریت کمکهای مردمی دست به کار میشوند. بررسی تجربههای ثبت شده در ایران و برخی کشورهای دیگر نشان میدهد که مساجد به دلیل ساختار محلهمحور و شبکه ارتباطی گسترده، ظرفیت بیشتری برای واکنش سریع در بحرانها دارند.
محلهمحوری؛ شانس اول امدادرسانی
مساجد گستردگی زیادی در دل محلههای مختلف دارند؛ نکتهای که معمولاً در مورد کلیساها در کشورهای غربی شاهد آن نیستیم. بنابراین، همین گستردگی مساجد در محلهها، باعث میشود ارتباط مردم با مساجد بسیار نزدیک بوده و برای بسیاری از کارهای کوچک هم به مساجد محله خود مراجعه کنند. این امتیاز در زمان بحران به یک نقطه عطف در امدادرسانی به حادثه دیدهها تبدیل میشود به طوری که در کمترین زمان ممکن پس از بروز هر حادثهای، اعم از سیل، زلزله، جنگ و غیره، این مساجد هستند که به کمک آسیب دیدهها میرسند. در چنین شرایطی، در همان ساعات اولیه، مسجد از یک مکان عبادی، به یک پایگاه اجتماعی تبدیل میشود که با بسیج نیروهای مردمی و حتی بدون نیاز به صدور فراخوان، میتوانند اولین کمکها را به هممحلیهای خود ارائه دهند.
در مقابل، به رغم این که کلیساها در کشورهای مختلف هم نقش فعالی در انجام فعالیتهای بشردوستانه و امدادرسانی دارند و به عنوان مثال، در جنگ اوکراین به کمک آسیب دیدههای جنگ آمدند، اما بسیاری از فعالیتها از جمله امدادرسانیها و کارهایی از این دست، به واسطه نهادهای وابسته یا سازمانهای مدنی در دستور کار قرار میگیرند. به عبارتی، یکی از نقاط تمایز کلیساها با مساجد، این است که معمولا کلیساها محلهمحور نیستند و حضور مردم در این فضاهای عبادی و معنوی، مانند مساجد به طور روزانه اتفاق نمیافتد.
شبکهسازی، همبستگی ایجاد کرد
اگر دقیقتر به این تفاوت نقش نگاه کنیم، میبینیم که ایران در میدان عمل بسیار موفقتر عمل کرده است. نمونه بارز آن هم تجربه ایران در دوران دفاع مقدس، زلزله کرمانشاه، زلزله بم، سیلهای سال ۱۳۹۸ که در سطح وسیعی از کشور رخ داد و نیز همهگیری کرونا بود که در آن، مساجد در کمترین زمان توانستند شبکههای سراسری را ایجاد کنند تا بتوانند در کنار ایجاد همبستگی، امدادرسانی را هم به صورت شبکهای دنبال کنند.
به عنوان مثال، هزاران مسجد در همهگیری کرونا به مراکز جهادی در سراسر کشور تبدیل شدند که در تولید و توزیع ماسک، بستههای معیشتی و پخت غذای گرم تبدیل شده بودند. یکی از رمزهای موفقیت مساجد در کنار محلهمحور بودن، شبکهسازی فعالیت هاست که نمونه بسیار موفق آن در دوران کرونا اتفاق افتاد و به یکی از بزرگترین بسیجهای اجتماعی محلی در دههها اخیر تبدیل شدند.
از نمونههای موفق دیگر مساجد در شبکهسازی، میتوان به مسجد جامع خرمشهر اشاره کرد که در حافظه اجتماعی ایران ثبت شده است. این مسجد در روزهای جنگ تحمیلی دفاع مقدس به مرکزی برای هماهنگی مردمی تبدیل شد که کار امدادرسانی را با هماهنگیهای ایجاد شده بین خود افراد انجام میداد. مسجد «کرامت» مشهد و مسجد «قبا» تهران هم از جمله نمونههای تاریخی مساجد هستند که با فعالیتهای اجتماعی که در برهههای مختلف انجام داده، از مکانی برای عبادت صرف بالاتر بده و به یک ساختار فعال اجتماعی و آموزشی تبدیل شدهاند.
به رغم این که در انجام این کارها، مساجد یک سر و گردن بالاتر از کلیساها هستند، اما کلیساهای دنیا هم نمونههایی از این دست دارند. به عنوان مثال، کلیسای «سدلبک» در لسآنجلس در جریان آتشسوزیهای سال ۲۰۲۵ به مرکز بزرگ امدادرسانی، توزیع اقلام ضروری و سازماندهی داوطلبان تبدیل شد. وجه تمایز این اقدامی که در کلیسا انجام شد با فعالیتهایی که در دل مساجد دنبال میشود، این است که گستردگی این فعالیتها غالبا یا در مراکز بزرگتر اتفاق میافتد یا در بحرانهای خاص ظهور میکنند و کمتر میتوان فعالیت کلیساها را به صورت محلهمحور و شبکهمند مشاهده کرد.
اعتمادسازی اجتماعی
در کنار قابلیت شبکهسازی و محلهمحور بودن مساجد، اعتماد اجتماعی هم رکن سومی است که میتواند تضمینکننده موفقیت مساجد باشد. به عبارتی، این اعتماد، نوعی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به همراه دارد که در دل ارتباط تنگاتنگ اهالی محل با یکدیگر و امام جماعت، هیأت امنا و فعالان مسجد ایجاد میشود. شناختی که در دل این همدلی ایجاد میشود، در مواقع بحرانی هم به شبکهسازی سریع مردمی کمک میکند و هم این که روند جمع آوری کمکهای مردمی را تسهیل میکند. به همین دلیل است که در چنین شرایطی، کمکهای مردمی از مساجد در کوتاهترین زمان ساماندهی و ارسال میشوند.
در این میان، تجربه بحرانهای مختلف و عملکرد مساجد و کلیساها نشان میدهد که کنار هم قرار گرفتن سه عامل مهم یعنی شبکهسازی و محلهمحور بودن مساجد، و نیز اعتمادی که مساجد به لحاظ اجتماعی در بین مردم ایجاد کردهاند، باعث شده مساجد یک سر و گردن بالاتر از کلیساها بایستند و به عنوان یکی از مؤثرترین نهادهای تابآوری اجتماعی شناخته میشوند.
مساجد همیشه هستند، حتی وقتی بحران نیست
مساجد، پایگاههای ثابت محلی هستند که همیشه حضور دارند. معمولاً سازمانها و نهادهای امدادی در زمان بروز بحران حضور فعال دارند و بعد از رفع بحران، مکان را ترک میکنند اما مساجد که محلهمحور هستند، حتی پس از فروکش کردن بحران هم حضور دارند و به نقش آفرینی خود به مکانی قابل اعتماد برای اهالی محل حضور دارند و به نوعی قوت قلب اهالی هستند و همچنان ارتباط خود را با خانوادههای حادثه دیده حفظ میکند و حتی ممکن است حمایتهای روانی و اجتماعی خود را تا ماهها و حتی سالها از افراد محل و خانوادهها ادامه دهند.
منبع: شبستان
2026-06-11
T
T