پرواز دانش در مسیر خلوص؛ وقتی اعتکاف، کلاس درس میشود.
حرکت جهادی فرهنگی در نیمبلوک؛ معلمی که با برگزاری کلاسهای درس در ایام اعتکاف، همزمان راهی برای رسیدن دانشآموزان به اوج علم و مقام معنوی فراهم کرد.
اینجا نیمبلوک است. جایی که خلوتنشینی، رسم دیرینه عاشقان است. در روزهایی که شهر برای عبادت به خلوت پناه میبرد، یک معلم تصمیم بزرگی گرفت. تصمیمی که فصل جدیدی از معنا را در آموزش گشود.
چگونه میتوان روح را به آسمان فرستاد و ذهن را رها کرد؟
او پاسخ را در دل همین مسجد یافت. در میان نجوای اعتکاف، جایی که ارتباط با خالق در اوج است، این معلم، کلاس درس را برپا کرد. اینجا، نه فقط کرسیهای چوبی، بلکه سجادهها شاهد یادگیری بودند.
برای او، تربیت فقط خواندن کتاب نبود؛ تربیت، آمیختن نور ایمان با نور دانش بود. او میخواست فرزندان این دیار، یاد بگیرند که در بالاترین سطوح معنویت هم، چراغ کنجکاوی علمیشان خاموش نمیشود. میخواست ثابت کند که میتوان همزمان با خدا بود، و با جهانِ پیرامونش درگیر شد.
بچهها، با چشمانی که هم از نماز شب تازه بود و هم از شوق یادگیری یک مسئله سخت ریاضی، پای درس نشستند. معلمی که دانشآموزانش را به «حالت پرواز» میرساند، حالا نشان داد که این پرواز، هم از جنس علم است و هم از جنس یقین.
این حرکت جهادی فرهنگی، فراتر از یک تدریس ساده بود. این، تأکید بر یک ارزش گمشده بود: که علم، باید در خدمت روح باشد و روح، باید با علم، تعالی یابد.
امروز، وقتی دانشآموزان نیمبلوک میپرند، میدانیم که بالهایشان را در دو فضای مقدس آموزش دیدهاند: در مدرسه، و در سایه سارِ مسجد.
معلمی که نه تنها مکتب، که معبد را نیز به کلاس تبدیل کرد، به ما آموخت که مسیر پرواز، یک مسیر یکپارچه است